ترسیم مصائب قتلگاه و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام و عصر عاشورا
بـر زمـیـن آویـزۀ عـرش الـه افـتاده بود یا تن خـون خـدا در قـتـلگـاه افـتاده بود؟ پیکر سبط نبى در بحرِ خون بُد غوطهور یا که بر خاکِ سیه، عرش اله افتاده بود پرتوِ سـوزانِ خورشید از سپهر نیلگون بـر تـنِ صـد پــارۀ سـرِّ الـه افـتـاده بـود از جـفـاى مـردمى دنـیا طلب در کـربلا آن پـناه هـر دو عـالـم، بىپـناه افـتاده بود کـودکـان در انـتـظار امّا کـنـار عـلـقـمه جـسم بىدست عـلـمـدار سـپـاه افتاده بود دامن لب تشنگان، دریا شد از خونِ جگر بس که اشک از دیدگانِ بىگناه افتاده بود یک طرف اکبر به خاک افتاده، قاسم یک طرف گویى آن جا اِقتران مهر و ماه افتاده بود نور یزدان کى شود خاموش با قتل حسین؟ پور سفیان، اى عجب! در اشتباه افتاده بود ز آن تطاول کز دل زهـرا برآمد نالـهها لـرزه بر انـدام شمر روسـیـاه افـتاده بود |